بيست وهفتمين جشنواره فيلم فجر درحالي به پايان رسيد كه شاهد فراز وفرودهايي زيادي در عرضه فيلمهاي مختلف از سوي كارگردانان بي نام ونشان و مطرح بوديم .
حضور بهرام بيضايي با فيلم نه چندان جالب (وقتي همه خوابيم ) بگير تا فيلم جذاب (ترديد) از واروژ كريم مسيحي كه فيلم برگزيده اين جشنواره هم شد.
اما در اين بين برخورد نه چندان جالب برخي كارگردانان مطرح همچون سيروس الوند با فيلم (عروس برفي) و كارگردان تازه به دوران رسيده يعني اقاي ده نمكي با فيلم (اخراجيهاي 2) با اصحاب رسانه بود .
اقاي سيروس الوند درپاسخ به پرسشي درباره علت نامگذاري عروس برفي روي فيلمي با مضمون پليسي با لحني طلبكارانه گفت پرشسگر اين سئوال اصلا فهم فيلم ديدن ندارد كه اين سئوال بي معني را پرسيده است
اقاي ده نمكي هم با اين فيلم بسيار سطح پايين هم از نظر كيفي وهم فني نشان داد كه بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي و در پاسخ به سئوال اصحاب مطبوعات كه فيلم را فيلمي ضعيف اعلام كرده بودند گفت
ميزان استقبال گسترده تماشاچيان نشان دهنده قوي بودن فيلم است واين خبرنگار سئوال خلاف واقع پرسيده است.
اما بايد به اقاي ده نمكي گفت استقبال تماشاگران از اين فيلم قبل از تماشا و به تصور مشابه بودن به اخراجيهاي يك است و مطمئن باشيد اگر دوباره اكران شود با ديدي كه تماشاچي به اين فيلم ضعيف پيدا كرده است استقبال كننده اي در سالن سينما نخواهد يافت. كه انتخاب بدترين فيلم جشنواره از نگاه منتقدان حقا برازنده اين فيلم است .حال چرا مسئولان به اين فيلم ضعيف مينياتور جايزه مي دهند مسائل پشت پرده اي است كه نبايد درباره آن كنكاش كرد.
فيلم ضعيف ديگر فيلم (مي زاك) از ليالستاني است كه فقط بايد آنرا توهين به شعور تماشاچي دانست و بايد از مسئولان جشنواره پرسيد چرا چنين فيلمهاي بي محتوا وبسيار ضعيف در جشنواره بين المللي فيلم فجر حضور پيدا مي كنند .
با اتمام اين جشنواره اين پرش ذهن مرا به خود مشغول كرده است كه چرا هر سال به جاي پيشرفت در ارائه فيلمهاي بهتر وشايسته تر در جشنواره شاهد پسرفت وافول فيلم سازي در كشور هستيم وفقط چند فيلم خوب و ارزشي به نمايش گذاشته مي شود كه تعداد انها به عدد انگشتان دست هم نمي رسد.
|
+| نوشته شده توسط
محمود دهقاني در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
|